بيوتكنولوژي : آرتمياي پاراترانسژنيك در پرورش ميگو

پيشرفت تكنولوژي آرتمياي پاراترانسژنيك به منظور كنترل بيماري هاي عفوني در تكثير و پرورش ميگوي آب شور

خلاصه :

روش ها و ابزار : اشريشياكولي ( Escherichia coli ) تراژني حاوي پروتئين هاي نشانگر فلوروسنت  و سيانوباكتر Synechococcus bacillarus حاوي آنتي بادي تك زنجيره موش (DB3) به آرتميا فرانسيسكانا (Artemia franciscana) خورانده شد. انباشتگي و تمركز مولكول هاي نشانگر فراواني (مثل GPF و DS قرمز و DB3) پس از گذشت 10 ساعت از خورانده شدن اشريشياكولي در روده آرتميا مشاهده شد. نژادهاي دستكاري شده S. bacillarus حاوي DB3 به همراه فعاليت هاي آنتي بادي قابل ردگيري در روده آرتميا پس از 8 تا 10 ساعت از خورانده شدن از طريق ELISA انباشته شدند كه از لحاظ زماني با بيشترين تراكم S. bacillarus در روده آرتميا تطابق داشت.

آرتميا

نتيجه گيري : آرتمياي تغذيه كننده از باكتري ها يا جلبك هاي تراژني، پروتئين هاي نوتركيب را پس از 10 ساعت از آغاز فعاليت هاي بيولوژيكي انباشته كرد. ارسال همزمان چندين پروتئين نوتركيب به درون روده آرتميا نيز اين مطلب را اثبات نمود.

اهميت و تأثير اين پژوهش : معرفي مولكول هايي كه عوامل عفونت زا در پرورش ميگوي آب شور را مورد هدف قرار مي دهند از طريق ارگانيسم هايي كه معمولا مورد تغذيه ميگو قرار ميگيرند همچون آرتميا، ميتواند ابزار قدرتمندي را در روند جهاني افزايش توليدات غذايي فراهم نمايد.  

تاريخ پذيرش مقاله : 30 ژوئن 2009

ترجمه شده از : www3.interscience.wiley.com/journal/122511221/abstract

پرورش كپور : زیست شناسی سلول های جنسی کپور

مقدمه

ماهي كپور معمولي از جمله ماهياني است كه پرورش آن قدمتي چند هزار ساله دارد. اگرچه در ابتدا، پرورش اين ماهي وابسته به لاروهاي موجود در رودخانه ها و درياچه ها بود، ولي امروزه در سطح وسيع تكثير مصنوعي آنها در كارگاههاي تكثير انجام مي گيرد. براي افزايش ميزان بازدهي تكثير و بهبود شرايط تكثير مصنوعي اين ماهي، براي انجام كارهاي تحقيقاتي بر روي سلول هاي جنسي ، ذخيره و انجماد گامت ها و انجام برنامه هاي اصلاح نژاد و مولد سازي اين ماهي ، دانستن زيست شناسي سلول هاي جنسي امري ضروريست. در اين مقاله زيست شناسي سلول هاي جنسي كپور معمولي و گونه هاي نزديك به آن به اختصار مرور گرديده است.

1- تخمك

1-1- توليد و كيفيت تخمك

ميزان هماوري كپور معمولي بالا بوده و از 100000 تا 300000 تخم به ازاء هر كيلوگرم وزن بدن در هر چرخه تخمك زايي متغير مي باشد.قطر و وزن تخمك ها به ترتيب 24/1 – 42/1 ميلي متر و 86/0 -41/1 ميلي گرم گزارش شده است(Kiselev،1980).تحت شرايط كنترل شده ي دمايي (20-24 درجه سانتي گراد) يك كپور ماده مي تواند تا 5 بار در سال تخم ريزي داشته باشد، اما تعداد تخمك هاي ريخته شده در هر چرخه كاهش مي يابد(50 هزار تخم به ازاء هر كيلوگرم وزن بدن، Horvath، 1986). كيفيت تخمك در طول چرخه ي توليدمثل دستخوش تغيير مي گردد.محتواي كالريك تخمك در ماهيان مولد ماده ايي كه ظرف 44 روز در دماي 19-20 درجه سانتي گراد در ماه اكتبر(آبان) نگهداري شده بودند، 1769 كالري و بقاي 51 درصد گزارش گرديد.حال اينكه محتواي انرژي و بقا تخمك همان ماهيان، كه در دماي 19-20 درجه سانتي گراد تا اواسط فوريه(اسفند) پرورش داده شده بودند،به ترتيب1816 كالري و79 درصد بود(Kamler و Malczewski، 1982). ميانگين محتواي انرژي تخمك ماهيان ماده اي كه در محيط طبيعي بسر برده و در بهار تخم ريزي مي كنند ، 2100 كالري مي باشد (Kamler ، 1976). اپتيمم فاصله ي بين دو تخم ريزي 2000 درجه – روز (حداقل 1600 درجه – روز ) گزارش شده است(Horvath،1978). اين فاصله ي زماني به خاطر تجمع مقدار زيادي مواد انرژي زا در تخمك مي باشد. اندازه ي تخمك و پروتئين يا ميزان انرژي تخمك به عنوان پارامترهاي كيفي تخمك كپور مطرح مي باشد(Staova و همكاران، 1982).

1-2- ريخت شناسي و تركيب تخمك

1- هسته:تخمك ماهي كپور معمولي در مرحله ي متافاز ميوز دو ، بعد از ائولاسيون (تخمك گذاري داخلي) غير فعال شده و بعد از قرار گرفتن در آب شيرين يا محلول نمكي فعال مي شوند. تقسيم ميوز با جدا شدن كروماتيد هاي خواهري در طول مرحله ي انافاز / تلوفاز كامل مي شود(Gikey، 1981).

2- زرده: در طول ائوژنز، تخم ماهي كپور با مقدار زيادي زرده و ليپيد انباشته مي شود. ذرات كوچك زرده در ائوسيت كپور معمولي اساسا در كنار هاي ائوسيت و ذرات درشت بيشتر در ناحيه ي مركز قرار دارند. محدوده ي قطر ذرات 6-24 ميكرون گزارش شده است (szubinska، 1961). تعداد و گسترش قطرات ليپيد متغير بوده و 1-5/1 ميكرون قطر دارند. قطرات ليپيد در تخمك به عنوان يك ذخيره غذايي بكار مي رود و كاربرد هيدروستاتيك دارد.

 

3- غشاء ويتلين: غشاء ويتلين تخم كپور معمولي 10-2/10 ميكرون ضخامت داشته و ساختار پيچيده ي آن از 4 لايه تشكيل يافته است. در كپور ماهيان چيني غشاء ويتلين 8-11 ميكرون بوده و آنها نيز چهار لايه دارند. بيروني ترين لايه از دو بخش متفاوت از لحاظ پارامتر سيتوشيميايي، تشكيل شده است. دو لايه بيروني از لحاظ پروتئين غني بوده و حاوي فعاليت اسيد فسفاتاز و موكوپلي ساكاريد مي باشد. لايه ي بيروني غشاء لقاح (FE) مسووليت چسبندگي تخم كپور در هنگام تماس با آب شيرين را بر عهده دارد.ضخامت لايه بيروني غشا ويتلين در تخمك كپور معمولي 4/0 ميكرون و لايه بيروني غشاء لقاح در حدود 3/2 ميكرون گزارش شده است(Kudo،1982). ضخامت لايه چسبنده در ماهي كپور 3/4-5/4 ميكرون مي باشد(Makeyeva و Mikodina، 1977).اين لايه در بين كپور ماهيان مختلف متغير بوده و از4/4 تا 10 ميكرون مي باشد. بعد از متورم شدن تخم در آب لايه ي زونارادياتاي غشاء لقاح به 5-6 ميكرون مي رسد. لايه بيروني غشاء بعد از متورم شدن در آب (5/0 -1 ساعت) بصورت لايه ي چسبنده ي هموژن ظاهر مي شود. لايه ي بيروني غشاء لقاح بعد از متورم شدن در آب با يك شبكه ي متراكم فيلامنتي پوشيده مي شود(با قطر 03/0 -07/0 ميكرون).
ادامه نوشته

فناوري هاي نشانگذاري DNA و كاربردهاي آنها در ‍ژنتيك آبزي پروري

پيشرفت نشانگرهاي ژنتيكي بر اساس رابطه با DNA، تاثير چشمگيري بر ژنتيك حيواني داشته است. نشانگرهاي ژنتيكي اين امكان را براي ما فراهم آورده اند كه بتوانيم خصوصيات مختلف ژنتيكي را در ژنوم هاي مختلف از هم متمايز كنيم. نشانگرهاي مشهور در جوامع آبزي پروري شامل آلوزيم ها،  DNA ميتوكندريايي، RFLP، RAPD، AFLP، فرستنده هاي ميكروني، SNP و نشانگرهاي EST هستند.

دي ان اي

كاربرد نشانگرها باعث سرعت بخشيدن به روند پيگيري تمايزات ژنتيكي و توليد مثلي، درصدهاي جايگزيني، شناسايي نژادها و گونه ها و ايجاد جداول دقيق در مورد روابط گونه ها با هم  در پرورش آبزيان شده است. مطالعات دقيقي كه اين نشانگرهاي ژنتيكي را در خود لحاظ كند، بدون شك مي تواند با سرعت بيشتري ژن ها را به طور مكان سنجي كيفي-كمي (QTL) در نمونه هاي انتخاب شده مشخص نمايد.

 

كلمات كليدي : ژنتيك حيواني – ژنوم – نشانگر – آلوزيم - DNA ميتوكندريايي – RFLP – RAPD – AFLP - فرستنده هاي ميكروني – SNP - نشانگرهاي EST - مكان سنجي كيفي-كمي (QTL)

 ترجمه شده از : منبع

بیوتکنولوژی در آبزی پروری - تغيير جنسيت ماهي

به دليل اينكه در خلال رشد ماهي، جهت توليدمثل، تغييرات گوناگوني در وضعيت جانور روي مي دهد، بسياري از پرورش دهندگان ، ترجيح مي دهند كه بلوغ ماهي را به تاخير بيندازند يا از بروز آن ممانعت به عمل آورند و در بيشتر موارد به توليد ماهيان نابالغ يا عقيم مبادرت ورزند. از جمله اين تغييرات مي توان به نداشتن جذابيت براي مصرف كننده، غيرقابل پيش بيني بودن تغييرات رشد، كارايي تبديل غذا، رفتار ماهي، رنگ بدن و گوشت و حساسيت به بيماري ها اشاره كرد. لذا در اين شرايط تغيير جنسيت و توليد جمعيت هاي تك جنس مناسب خواهد بود(ستاري و معتمد،1376). تغيير جنسيت ماهي از طريق هورمون ، در واقع تغيير روند طبيعي تمايز جنسي تحت تاثير هورمون هاي استروئيدي مي باشد كه در نتيجه ي آن در ماهيهايي كه از لحاظ ژنتيكي ماده هستند، بيضه و يا در ماهيهايي كه از لحاظ ژنتيكي نرهستند، تخمدان رشد مي يابد ولي فرمول ژنتيكي (ژنوتيپ) كروموزوم هاي جنسي بدون تغيير باقي مي ماند.

كزوموزوم

تغيير جنسيت هورموني

تغيير جنسيت هورموني به دو طريق اعمال مي شود(Gomelsky،2003): روش مستقيم توليد جمعيت تك جنسي : اين روش شامل درمان هورموني تمام ماهيهاي تحت پرورش در طول دوره ي تمايز جنسي مي باشد.
روش غير مستقيم يا كنترل ژنتيكي جنسيت: عبارتست از آميزش ماهيهاي طبيعي با ماهيهايي كه از قبل با بكار بردن هورمون تغيير جنسيت يافته اند. به عنوان مثال در ماهيهاي جور گامت (هموگامت) مانند كپور معمولي، جمعيت تمام ماده، از طريق آميزش جنس ماده ي طبيعي (XX) با نر تغيير جنسيت يافته يا نر جديد (كه داراي كروموزوم هاي XX هستند) بدست مي آيد.
بطور كلي كنترل ژنتيكي جنسيت ماهي روش مناسب تري در مقايسه با روش مستقيم هورموني مي باشد؛ چون از يك طرف نيازي به درمان هورموني تمام ماهيهاي پرورشي نبوده و از طرف ديگر درمان هورموني از لحاظ مصرف انساني ايجاد مشكل نخواهد كرد.

ادامه نوشته